محققان بیان کرده اند، خانمهایی که در مناطقی که با سطح آلودگی بالا زندگی می کنند احتمال داشتن فرزند دو قلو برایشان بیشتر است.
خبرگزاری "بی.بی.سی" گزارش داد: دانشمندان آلمانی بیان کرده اند میزان دوقلوزایی در مناطق با سطح آلودگی محیطی بالا نسبت به مناطق دیگر دو برابر است .
نویسندگان در مجله پزشکی شغل و محیط زیست گفتند: این میزان در میان خانمهایی که در مجاورت دستگاه زباله سوز زندگی می کنند افزایش می یابد.
آنها اضافه کردند تحقیقات بیشتری برای چگونگی این امر لازم است.
تیم دانشگاه هامبورگ، میزان دوقلوزایی را در میان مادرانی که در مجاورت آلودگی شهر دستگاه زباله سوز در شهر hesse زندگی می کند و مادران 2 منطقه دیگر آلمان بررسی کردند.
دو منطقه دیگر شامل یک منطقه در 20 کیلومتری شمال hesse و یک منطقه غیر صنعتی دیگر بود.
در مناطق نزدیک دستگاه زباله سوز و یا دیگر مناطق صنعتی نسبت به دیگر مناطق میزان دو قلو زایی دو برابر بیشتر بود.
در hesse 3/5 درصد از مادارن فرزند دو قلو داشتند در مقایسه با 6/1 درصد از مادران که منطقه با شعاع 20 کیلومتری قرار داشتند و 3/2 درصد از مادران که در منطقه غیرصنعتی بودند.
دکتر "نادیا ابی اسیوس" و همکارانش بررسی کردند که این روند به خاطر درمان عقیمی که گفته می شود میزان چند زایی را افزایش می دهد نبوده است.
درمان عقیمی بیشتر در مناطق بدون آلودگی رایج بود و میزان دوقلوزایی در میان مادارنی که درمان عقیمی کرده بودند بالا نبود.
برطبق اداره آمار ملی انگلیس طی 10 سال اخیر میزان دوقلوزایی 20درصد افزایش یافته است.
میزان چند زایی در سال 1992، از هر یک هزار خانمی که بچه دار می شود 5/12 مورد بوده است ، در حالیکه در سال 2002 به 15 مورد افزایش یافت.
در اسکاتلند در اوایل سالهای 1980 تا 1990 نشان داد خانمهایی که در معرض زباله زندگی می کردند میزان دو قلوزایی بیشتری داشتند.
محققان بلژیکی نیز روندی مشابه را کشف و تایید کردند.
این امکان وجود دارد که در آلاینده ها سمی موادی وجود دارد که باعث فروکش کردن سطح هورمون استروژن در بانوان می شود در نتیجه سطح بالاتری از "گنادو تروفین" (هورمونی که شکل گیری تخم را دوباره فعال می کند) ایجاد می شود
|
| ||
| چهارشنبه 3 خرداد ماه 1385 23:34 | ||
| ||
|
مديرکل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت از محيط زيست درباره مرگ مشکوک انبوه ماهيان در آبهاي سواحل خليج فارس در مرز کشور بحرين خبر داد. | ||
|
| ||
| 95 درصد پساب کارخانجات و 100 درصد فاضلاب های شهری به دریا می ریزد | |
| یک کارشناس محیط زیست دریایی گفت: به دلیل نبود سیستم نظارتی دقیق در حال حاضر 95 درصد پساب کارخانجات و صنایع و 100 درصد فاضلاب های شهری وارد رودخانه ها و دریا می شود. | |
|
دکتر محمد رضا فاطمی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر در خصوص میزان و علل آلودگی آب دریاهای خلیج فارس و خزر گفت:بزرگترین مشکل محیط زیست دریاهای خزر و خلیج فارس آلودگی هایی با منشا خشکی است به طوری که الان 90 درصد آلودگی هاو100 در صد فاضلاب های جوامع شهری حاشیه این دریاها وارد آب آنها می شود. وی در ادامه تاکید کرد: 95 درصد فاضلاب و پساب صنایع و کارخانجات بدون هیچگونه تصفیه ای وارد آب رودخانه ها و دریا می شود یعنی اصلا تصفیه ای صورت نمی گیرد و همچنین بسیاری از الاینده های با منشا خشکی مانند پساب هاب کشاورزی به طور 100 درصد واردآب دریا می شوند. این استاد دانشگاه همچنین تصریح کرد: سموم دفع آفات و حشره کش هاو عناصر سنگین حاصل فعالیت های صنعتی از دیگر الاینده هایی است که وارد آ ب دریا می شوند.
وی در خصوص منشا آلودگی های نفتی موجود در دریای خزر و خلیج فارس گفت: منشا حدود 90 درصد آلودگی های نفتی فعالیت های داخل دریا اعم از تردد کشتی ها و تخلیه اب توازن و حفاری ها و اکتشافات نفتی می باشند. دکتر فاطمی همچنین با اشاره به اینکه توسعه مناطق ساحلی و ساخت و ساز ها در حاشیه دریا از دیگر عوامل تهدید کننده زیست گاه ها و محیط زیست دریا به شمار می روند تصریح کرد: استقرار صنایع از جمله صنعت پتروشیمی حاشیه خلیج نایبند یا طرح کنگان در منطقه عسلوییه دریا را به نابودی می کشاند و درآینده نزدیک این مناطق با معضل زیست محیطی بزرگی از جمله نابودی ذخایر آبزیان بویژه ماهیان تجاری مواجه خواهند شد. این استاد دانشگاه در ادامه افزود: ورود پساب صنعت پتروشیمی ماهشهر به خورهای خلیج فارس به نوعی خطر نابودی زایشگاه های این دریا را افزایش داده است. وی با انتقاد از ارزیابی های زیست محیطی مرتبط به دریاها گفت: اغلب ارزیابی های زیست محیطی که در رابطه با حفاظت از دریاها صورت گرفته فقط توجیه کننده فعالیت های اقتصادی است و در گزارش های تیه شده ارزش های دریایی بسیار کم رنگ است که البته علت آن نبود بینش علمی و حساسیت لازم در یاره حفاظت از محیط زیست دریاها در کشور است لذا گزارش هایی تهیه می شود و در نهایت اجازه فعالیت نیز صادر می شود. دکتر فاطمی که ارزیابی های زیست محیطی چندان تاثیری در جلوگیری از ورود آلاینده های صنایع به دریاها ندارد تصریح کرد: نمونه اینگونه از ارزیابی ها در مورد طرح کنگان است که خود محیط زیست مجبور شد تا مجددا مجتمع پتروشیمی منطقه را مجبور به تهیه ارزیابی زیست محیطی کند. به اعتقاد این استاد دانشگاه در حال حاضر یکی از راههای کاهش آلاینده ها تلاش کارخانجات و صنایع برای اخذ ایزو 14000 است که البته این نوع از ایزو به دلیل نداشتن دیدگاههای صرف محیط زیست دریایی تاثیر آنچنانی بر کاهش آلاینده های دریا ندارد. این کارشناس محیط زیست دریایی در ادامه با اشاره به اینکه تخریب خورهای دریایی، مناطق مرجانی در اطراف جزیره های کیش ، لاوان ، خارک و غیره و از بین رفتن زیستگاههای حساس ساحلی و مناطق جزر و مدی از جمله عوارض افزایش آلاینده ها در آب های جنوبی می باشد اضافه کرد: در بخش شمالی کشور نیز بیشترین آلودگی ها از ناحیه ورود مستقیم فاظلاب های شهری به داخل دریا ناشی می شود. وی با بیان اینکه تمام رودخانه های شمال کشور بدون استثنا مورد هجوم و تاخت و تاز قرار گرفتند تصریح کرد: به دلیل آلودگی بالا، برداشت بستر رودخان ها و صید بی رویه ذخایر ماهیان با ارزش دریای خزر در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این استاد دانشگاه در خاتمه تاکید کرد: متاسفانه هیچ اقدامی در جهت جلوگیری از تخریب محیط زیست دریاها و رودخانه ها در کشور صورت نگرفته است به طوری که در حال حاضر حیات ماهیان دریای خزر و خلیج فارس در معرض خطر جدی قرار دارد. |
آثار سوء ناشى از زائدات و پس مانده هاى جامد، مديريت بخش شهرى جوامع امروزى را بر آن داشته تا با روى آوردن به سيستم هاى نوين مديريتى و از آن جمله سيستم هاى مديريت مواد زائد جامد، همواره در پى راهكار هاى مناسب جهت تقليل آثار سوء ناشى از اين گونه مواد باشند. يكى از اين شيوه ها جلوگيرى از توليد زائدات و در مرحله بعدى بازيافت زائدات توليدى بوده است. در ايران بازيافت مواد قدمتى طولانى داشته و به بخشى از فرهنگ جامعه ما تبديل شده است.
|
|
موضوع دفع فضولات هنگامى مورد توجه واقع شد كه انسان به صورت اجتماعات به هم پيوسته و در يك مكان زندگى مشترك خود را آغاز كرد. با توجه به اين مسئله اولين بار جمع آورى استخوان هاى شكار، وسايل و افزار شكسته شده در يك محل به مرحله ظهور پيوست. جمع آورى فاضلاب و زباله ها زمانى انجام گرفت كه طايفه هاى مختلف انسانى به هم پيوسته و از صورت چادرنشينى تغيير زندگى دادند.
مطالعات انجام شده شاهد آن است كه محل دفن زباله هاى شهر اورشليم قديم در دره Kidnan قرار داشته است. در آن زمان مواد آلى زباله شهر به كود تبديل شده و مواد غير آلى سوزانده مى شده است. اين شهر در آن هنگام داراى كانال كشى فاضلاب بوده به طورى كه شاه داود كه براى جنگ به اورشليم آمده بود افراد خود را به وسيله اين كانال وارد شهر كرده و شهر را تصرف كرد و طبق اسناد باستانى، خيابان هاى شهر اورشليم روزانه به وسيله ساكنين هر خيابان تميز مى شد به طورى كه اين شهر در زمان خويش از نظر نظافت منحصر به فرد بوده است.در تمدن هند نيز از ۶۵۰۰ سال قبل از ميلاد دفع فضولات مورد توجه بوده و چينى ها در بيش از ۳۰۰۰ سال قبل راجع به مواد هوموسى و استفاده از كمپوست در كشاورزى قوانينى داشته اند.
در اوايل دوران اسلامى، مقرراتى براى عبور و مرور حيوانات و وسايل نقليه در اماكن عمومى و بازار ها وجود داشت كه براى جلوگيرى از ايجاد گرد وخاك وضع شده بود. كم كم با رشد جمعيت و توسعه شهر ها خصوصاً در اروپا به مسئله زباله و دفع بهداشتى آن اهميت داده شد. در سال ۱۴۷۳ كشور هلند كه در آن زمان مقام اول را در نظافت شهرى داشت آشغال دان هاى ويژه اى در نقاط مختلف شهر آمستردام برپا كرد. اولين وسيله و يا كاميون حمل زباله و فضولات انسانى در ۱۷۵۰ ميلادى به وسيله Pierre Quteqaine به نمايش گذارده شد. در همان زمان كاميونى با تجهيزات بهتر از نظر حمل فضولات انسانى در دانشگاه Salamanc مادريد به نمايش گذاشته شد. در سال ۱۸۷۶ اولين زباله سوز به علت اشكالاتى كه در دفن زباله در انگلستان توليد مى شد در آن كشور ها به وجود آمد و كم كم از انرژى حرارتى توليد شده از زباله استفاده هاى بسيارى به عمل آمد. اهميت دفع بهداشتى زباله ها موقعى بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشى از آنها به خوبى شناخته شوند. زباله ها نه فقط باعث توليد بيمارى، تعفن و زشتى مناظر مى گردند بلكه مى توانند به وسيله آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارت فراوانى را به بار آورند. به همان اندازه كه تركيبات زباله ها مختلف است خطرات ناشى از مواد تشكيل دهنده آنها نيز مى توانند متفاوت باشند. لذا جمع آورى، حمل ونقل و دفع اين مواد بايستى به طريقى باشد كه تاثير خطرات ناشى از آنها در سلامتى انسان به حداقل ممكنه كاهش يابد.
آثار سوء ناشى از زائدات و پس مانده هاى جامد، مديريت بخش شهرى جوامع امروزى را بر آن داشته تا با روى آوردن به سيستم هاى نوين مديريتى و از آن جمله سيستم هاى مديريت مواد زائد جامد، همواره در پى راهكار هاى مناسب جهت تقليل آثار سوء ناشى از اين گونه مواد باشند. يكى از اين شيوه ها جلوگيرى از توليد زائدات و در مرحله بعدى بازيافت زائدات توليدى بوده است. در ايران بازيافت مواد قدمتى طولانى داشته و به بخشى از فرهنگ جامعه ما تبديل شده است از طرف ديگر با توجه به معضلات و مشكلات زيست محيطى توليد زباله سازمان ها و مراكز مختلف تلاش كرده اند اين بخش از فرهنگ جامعه را گسترده تر و عميق تر نمايند به نحوى كه به ساير مواد نيز تعميم داده شود. از طرف ديگر مشكلات اقتصادى، كمبود منابع طبيعى و افزايش جمعيت نيز باعث شده روند توجه به مسائل بازيافت در تمامى كشور ها سرعت بيشترى به خود بگيرد. در ايران براى بازيافت كاغذ، اولين كارخانه در سال ۱۳۱۳ در كرج و دومين آن در سال ۱۳۳۵ تحت عنوان مقوا سازى شرق در تهران و سومين آن در كهريزك در سال ۱۳۳۶ تاسيس شد.براى بازيافت مواد آلى و تهيه كود آلى يا كمپوست، چينى ها از جمله مللى بودند كه حدود ۴۰۰۰ سال قبل از مواد زائد گياهى و انسانى كود مناسبى تهيه كرده و آن را براى حاصلخيزى خاك مورد استفاده قرار مى دادند و از آن به بعد مسئله استفاده از مواد زائد يك كار اساسى زراعت در كشور هاى مختلف محسوب شد.
در ايران استفاده از مواد زائد گياهى و انسانى از روزگاران گذشته براى كشاورزان و روستا ها بسيار معمول بوده است. از اين ميان كشاورزان يزدى و اصفهانى بر ارزش فوق العاده اين مواد در افزايش محصولات كشاورزى كاملاً آگاه بودند. فضولات روستايى كه در اصل مواد متشكله از مدفوع انسانى، حيوانى و مواد زائد گياهى است، همراه با آب و خاك و هوا ۴ اصل اساسى كشاورزى را در روستا هاى ايران تشكيل مى دهند. امروزه وسيع ترين عمليات تهيه كمپوست در اروپا، در كشور هلند انجام مى گيرد كه ۲۵ درصد كل زباله هاى شهرى آن كشور جهت تهيه كمپوست استفاده مى شود. در شهر هاى هند تا سال ۱۹۸۳ ، ۹ طرح تهيه كمپوست از زباله هاى شهرى به مرحله بهره بردارى رسيده است. در آمريكا اولين كارخانه كمپوست در سال ۱۹۸۶ به ظرفيت ۲۰ تن در روز تاسيس شد.
كارخانه كود گياهى تهران در سال ۱۳۵۱ تاسيس شد. كارخانه كمپوست اصفهان در سال ۱۳۴۸ با ظرفيت روزانه يكصد تن مورد بهره بردارى قرار گرفت كه به خاطر عدم رعايت موازين بهداشتى و استقرار آن در محدوده شهرى تعطيل گرديد ولى كارخانه كمپوست جديدى در اصفهان در سال ۱۳۶۸ تاسيس شد كه هم اكنون مورد بهره بردارى قرار گرفته است. كارخانه كمپوست در شهر هاى مشهد، كرج و تبريز در حال تاسيس است كه كارخانه كمپوست مشهد به بهره بردارى رسيده است. سه كارخانه كمپوست در شهر هاى گرگان، بابل و نشتارود در دست طراحى و احداث است.در سال ۱۳۶۱- ۱۳۶۰ در شهر همدان با همكارى شهردارى و دانشگاه بوعلى اقدام به تهيه كمپوست از فضولات كشتار گاه، برگ هاى درختان و پس مانده هاى گياهى با روش حوضچه اى شد كه طى اين عمليات بررسى جنبه هاى بهداشتى و كشاورزى كود حاصله نيز انجام گرفته است.
در سال ۱۳۶۸ يكسرى مطالعات، در ارتباط با تهيه كمپوست از مخلوط زباله هاى شهرى و كشتار گاه در شهر سمنان توسط دانشگاه تهران انجام شده كه طى اين مطالعه خصوصيات كمپوست توليدى از اين روش مشخص شده و مورد ارزيابى اقتصادى قرار گرفته است.
طرح و احداث كارخانه كمپوست كهريزك در سال ۱۳۷۲ با دو واحد ۱۰۰۰ تنى در يك مجموعه در دستور كار شهردارى تهران قرار گرفت. اين كارخانه علاوه بر توليد كمپوست روزانه مى تواند حدود ۳۰ تن اقلامى از قبيل كاغذ، مقوا، پلاستيك ها و انواع مصنوعات فلزى را جداسازى و آماده بازيافت كند.ضرورت بازيافت زمانى بيشتر مشخص مى شود كه بدانيم:
- براى توليد يك تن كاغذ جديد، بايد ۱۵ درخت تنومند را قطع كنيم.
- اگر از كاغذ باطله دوباره كاغذ تهيه كنيم در مصرف آب ۹۰ درصد، انرژى ۵۰ درصد سود برده و در كنترل آلودگى هوا ۷۵ درصد موفقيت كسب مى كنيم.
• لاستيك و پلاستيك
انرژى اى كه براى توليد يك پوند لاستيك تازه لازم است در حدود ۱۵۷۰۰ BTU است در حالى كه استفاده مجدد از لاستيك فقط ۴۶۰۰ BTU انرژى نياز دارد كه در حدود ۷۱ درصد صرفه جويى در مصرف انرژى است.
- براى آنكه يك لاستيك تريلى ساخته شود در حدود نصف بشكه نفت خام مصرف مى شود.
- ۲۴۰ سال طول مى كشد تا يك پاكت پلاستيكى تجزيه شود (صفحه ۱۰۹ كتاب آموزش بين المللى محيط زيست.)
- براى تهيه يك كيلو شيشه از مواد اوليه ۱۶ هزار BTU انرژى لازم است.
- براى بازسازى هر تن شيشه در مقايسه با تهيه آن از مواد خام در حدود ۱۲۰ ليتر نفت ذخيره مى شود.
در جريان بازسازى شيشه ها نسبت به توليد شيشه نو، محيط زيست كمتر آلوده مى شود. براى مثال از آلودگى هوا ۲۰ درصد و از آلودگى منابع آب ۵۰ درصد كاسته مى شود.
- هر قوطى مستعمل آلومينيومى را كه دور مى ريزيد، در واقع مقدارى انرژى تلف كرده ايد كه معادل نصف حجم همان قوطى از مواد نفتى است.
- مقدار انرژى كه تنها با بازسازى يك قوطى آلومينيومى ذخيره مى شود، مى تواند يك تلويزيون را به مدت ۳ ساعت روشن نگه دارد.
در صورتى كه يك تن آلومينيوم از داخل زباله جداسازى شده مجدداً به مصرف رسد در ۴۰۰ تن سنگ معدن و ۷۰۰ كيلوگرم كك و قير صرفه جويى خواهد شد.مقدار انرژى لازم براى توليد قوطى جديد آلومينيومى ۱۹ برابر مقدار انرژى لازم براى استفاده مجدد آنها است.در حدود بيست درصد زباله خانگى شهر تهران از موادى تشكيل شده اند كه داراى ارزش اقتصادى هستند و در صورت تفكيك زباله ها و بازيافت آنها سالانه ۹۲۸۵۶ تن پلاستيك، ۵۲۲۳۱ تن شيشه، ۶۰۵۶۳ تن كاغذ و مقوا، ۲۵۱۴۸ تن انواع فلزات كه در زباله خانگى شهروندان تهرانى است بازيافت خواهد گرديد.
توجه به محيط زيست و حفظ سلامتي انسان و كليه موجودات كره زمين يكي از اصول اساسي در بقاي زندگي و استفاده از مواهب خدادادي است كه به وفور در اختيار ما قرار دارد. كنترل آلودگيهاي محيط ازجمله مواد زايد جامد، بخش مهمي از اين وظيفه را تشكيل ميدهد كه با توجه به اصول و موازين بهداشتي اقتصادي جايگاه ويژه اي را در علوم و فنون جديد به خود اختصاص داده است. بدين لحاظ در اين مجموعه سعي خواهد شد تا در حد امكان مواردي همچون اهميت مسئله، شناخت و طبقه بندي مواد، سيستمهاي جمع آوري و حمل و نقل و روشهاي دفع مواد به وضوح مورد توجه قرارگرفته و در اختتام، مبادرت به ارائه راه كارهاي اساسي در جهت بهبود
شرايط و بهينه سازي تكنولوژي موجود در مديريت مواد زايد جامد كشور نمايد كه در صورت اعمال، بازتاب آن تاثير اساسي در حفظ بهداشت و سلامت محيط زيست جامعه ما خواهد داشت.
در كشور ما ايران با محاسبه 800 گرم زباله سرانه، هر روزه بالغ بر 50000 تُن مواد زايد جامد توليد ميشود كه در مقايسه با ساير كشورهاي جهان با 292 كيلوگرم زباله هر نفر در سال در حد متعادلي قرار گرفته است، لكن ازدياد جمعيت و توسعه صنعت به گونه اي كه در برنامه سوم جمهوري اسلامي ايران مطرح است موجبات ازدياد مواد زايد جامد و بالطبع تغييرات فيزيكي ـ شيميايي آنها را بوجود ميآورد به طوريكه برنامه هاي جمع آوري و دفع زباله موجود جوابگوي نيازهاي اين بخش از كار نخواهد بود. امر جمع آوري، دفع، بازيافت و اصولا مديريت مواد زايد جامد در ايران با توجه به نوع و كيفيت زباله هاي ايران تفاوت فاحشي با ساير كشورهاي جهان دارد، لذا بكارگيري هر گونه تكنولوژي بدون شناخت مواد و سازگاري عوامل محلي كار ارزنده اي نيست. وجود 70 درصد مواد آلي قابل كمپوست و بيش از 40 درصد رطوبت در زباله هاي خانگي از يك سو و تفاوت فاحش آب و هوا و شرايط زيست در مناطق مختلف كشور با سبك و فرهنگ منحصر به خود از سوي ديگر خود دليلي بر عدم استفاده بي رويه از تكنولوژيهاي وابسته به خارج است، تجربه سالها ركود در عمل آوردن كمپوست و پرداخت هزينه هاي گزاف جمع آوري و دفع زباله كه تنها براي شهرهاي مختلف كشور روزانه حدود 20% بودجه شهرداريها را تشكيل ميدهد نشانگر اهميت اين مسئله در برنامه هاي محيط زيست كشور است.
توجه به امر بهداشت و سلامت جامعه و رعايت جنبه هاي پيشگيري قبل از درمان بدون توجه به سيستمهاي جمع آوري و دفع مواد زايد كه مسبب اصلي آلودگي در شهرها و روستاهاي كشور است، امكان پذير نيست. اشاعه بيماري كيست هيداتيك، بروز گهگاه وبا، انواع بيماريهاي پوستي همچون ليشمانيوز و سلسله بيماريهاي سرطانزا و سكته هاي نابهنگام در جوامع كنوني كه معمولا به مواد فساد پذير و پس مانده هاي شيميايي محيط زيست نسبت داده ميشود ماحصل تداخل صدها نوع مواد سمي و عفونتزا با زباله هاي شهري و انتشار آنها در آب، خاك و هواي زندگي روزمره ماست. عليهذا به منزله بهبود مديريت مواد زايد جامد و اجراي اهداف بهداشتي اقتصادي كشور گفتار حاضر به صورت فشرده، كلياتي از موارد آلودگي و طبقه بندي مواد زايد جامد را با توجه خاص به سيستمهاي جمع آوري، دفع و بازيافت مواد، مورد بحث قرار ميدهد كه اميدوار است مورد توجه علاقمندان بويژه دانشجويان عزيز و مسئولين محترم بهداشت محيط كشور قرار گيرد.
1 ـ خطرات ناشي از دفع زباله به طريق غير بهداشتي
اصول بهداشت و بهسازي محيط، در هر شهر ايجاب ميكند كه زباله ها در حداقل زمان از منازل و محيط زندگي انسان دور شده و در اسرع وقت دفع گردند. پيدايش اين ايده (دفع بهداشتي زباله در محيط زيست) در قرن نوزدهم ميلادي به مشابه يك دستورالعمل بهداشتي، شهروندان را به رعايت آن ملزوم ميساخت.
اهميت دفع بهداشتي زباله ها موقعي بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشي از آنها بخوبي شناخته شود. زباله ها نه فقط باعث توليد بيماري، تعفّن و زشتي مناظر ميگردند، بلكه ميتوانند به وسيله آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارات فراواني را ببار آورند. به همان اندازه كه تركيبات زباله مختلف است، خطرات ناشي از مواد تشكيل دهنده آنها نيز ميتوانند متفاوت باشند. جمع آوري، حمل و نقل و آخرين مرحله دفع اين مواد بايستي به طريقي باشد كه خطرات ناشي از آنها در سلامتي انسان به حداقل ممكن كاهش يابد.
راجع به خطرات حاصل از زباله هاي شهري و صنعتي بايد گفت كه در كليه منابع علمي و كتب مربوطه همواره اشاره به ابتلاي انسانها به بيماريهاي گوناگون شده است. در كتب علمي تعداد باكتريهاي مختلف موجود در خاكروبه خيابانها از 2 تا 40 ميليون به صورت خاص و از 50000 تا 10 ميليون بطور عموم در هر گرم برآورده شده است. اين تعداد باكتري ميتوانند به سادگي موجب بروز بيماريهاي گوناگوني گردند. مخصوصاً اينكه در اين مواد انواعي از باكتريهاي مولد وبا، تيفوس و كزاز بطور مسلّم و صريح تشخيص داده شده است. شايان ذكر است كه سابقا فضولات حيواني (پهن گاو و اسب) قسمت عمده اي از خاكروبه هاي خياباني را تشكيل ميداد. اين حالت هم اكنون نيز در پاره اي از روستاها و شهرهاي كوچك مشاهده ميشود.
خطرات ناشي از وجود مگس براي انسان و عموم حيوانات اهلي بر همه روشن است، مگس خانگي (Mussca domestica) مخصوصاً از نظر انتشار بسياري از باكتريهاي بيماريزا قابل اهميت ميباشد. اصولا بيش از 50-40 هزار نوع مگس در اين زمان شناسايي شده ولي نام گذاري همه آنها به اتمام نرسيده است. بر اساس مطالعات انجام شده در صحرا و آزمايشگاه انتشار بسياري از امراض همچون اسهالهاي آميبي و باسيلي، تراخم، حصبه و شبه حصبه، وبا، سِل، جذام، طاعون و سياه زخم به وسيله مگس امكان پذير است. اين حشره به وسيله پُرزهاي چسبنده و مژكهاي فراوان بدن خود با نشستن بر روي مدفوع انسان و حيوان و بسياري از كثافات و زباله ها ميكروبهاي مختلف را از طريق تماس مستقيم بدن انسان و يا اغذيه مورد نياز او به محيط زندگي وارد نموده و به طور مكانيكي باعث انتقال بيماريها به موجود زنده ديگري ميگردد.
ساختن مستراحهاي بهداشتي در شهر و روستا و حفظ محيط زيست از پِهِن و ديگر فضولات فساد پذير انساني و حيواني نيز از جمله عواملي است كه باعث جلوگيري از توليد و رشد لارو مگس خواهد شد. مواد زايد صنعتي اعم از فرآورده هاي گياهي، ميوه ها، فضولات كشتارگاه ها و غيره چه در شهرها و چه در مراكز توليد و مصرف ميتواند محل پرورش لارو (كرمينه) مگس قرار گيرد. در صورتي كه روش دفع زباله به صورت تلنبار كردن در فضاي آزاد باشد كرمينه مگس در داخل زباله كه از نشر حرارت، رطوبت و مواد غذايي مناسب ترين محيط به شمار ميرود رشد و نمو كرده و پس از رسيدن زمان بلوغ به منازل و اماكن مجاور پرواز مينمايد. قدرت پرواز مگس تا حدود 20 كيلومتر مشخص شده است (2).
سالم سازي محيط بخصوص كنترل زباله ها چه در امر جمع آوري و چه در دفع بهداشتي آنها مفيدترين راه مبارزه با جوندگان ميباشد و بديهي است كه يكي از خطرناكترين مضرات عدم توجه به دفع زباله نشو و نما و انتشار موش در شهرها است. خطر ازدياد موش در شهرها را نميتوان به سادگي با هيچ بودجه اي جبران نمود. موشهاي خانگي و جوندگان ديگر به طرز وسيع و دامنه داري در جهان پراكنده و در جوار انسانها زندگي ميكنند. از اين نظر اينگونه موجودات بالقوه ناقل بسياري از بيماريهاي انساني هستند. ناراحتيهاي حاصل از موشها از يك گاز گرفتگي ساده تا تب تيفوس و طاعون متفاوت است. بيماري لپتوسپيروز در نتيجه تغذيه مواد غذايي آلوده به مدفوع موش بيمار و با استحمام در آب آلوده و يا در تماس مستقيم با موش آلوده، به وجود ميآيد. موش ميتواند در انتقال بيماريهايي چون اسهال آميبي و انتقال كرم كدو و تريشين نيز به طور غيرمستقيم، نقش مهمي ايفاء كند. موش و ساير جوندگان براي توليد مثل و ازدياد جمعيت خويش به سه چيز احتياج دارند، غذا، آب و پناهگاه كه هر سه در اغلب موارد در زباله هاي شهري وجود دارد.
آب شرط اصلي ادامه حيات در جهان است، كلمه آباداني در زبان فارسي از آب گرفته شده كه خود عامل مهمي در جهت عمران و بهسازي مناطق كشور به شمار ميرود. سرعت افزايش جمعيت، بهبود سطح بهداشت و پيشرفتهاي صنعتي در سطح جهان بيش از پيش باعث محدود شدن منابع آب شده است، اما بايد قبول كرد كه دنيا تشنه است و اين تشنگي يك تصور شاعرانه و خيال نيست بلكه يك حقيقت مسلم است.
در كشور ما مسئله كمبود آب مخصوصاً چه در امر صنعت و چه در امر كشاورزي مشكلات فراواني را به بار آورده است. مصرف زياد از حدّ آب در شهرها و اسرافهاي بي رويه در هر زمينه نيز تشديد كننده اين مشكل است. گرمسير بودن مناطق مختلف كشور و عدم وجود منابع آب كافي از يك سو و عدم كنترل آلودگي آب به وسيله تخليه فاضلابها و زباله هاي شهري و صنعتي از سوي ديگر تاثير زيانبخشي در اقتصاد و بهداشت جامعه ما دارد. همچنين تخليه مواد زايد جامد و مايع (زباله و فاضلابها) در محيط به وسيله جاري شدن آبهاي سطحي اعم از جويبارها، رودخانه ها و ديگر آبهاي حاصل از بارندگي به نقاط مختلف موجب انتشار آلودگي ميگردند و اين در حاليست كه متاسفانه در بعضي از شهرهاي ما دفع بي رويه زباله اكثرا به وسيله تخليه مواد به جويبارها صورت ميگيرد و يا دفن غير بهداشتي آن در سراشيبيها و ديگر اماكن كه مخالف ضوابط حفاظت آبهاي زيرزميني است انجام ميشود كه از نظر بهداشت محيط كاملاً خطرناك است. مخصوصاً اينكه محل تخليه و يا دفن در خاكهاي سبك شني و يا در حوالي رودخانه ها و چشمه سارها باشد.
1 ـ 4 ـ آلودگي خاك
زباله هاي شهري كه خود تركيبي از فضولات انساني و حيواني و بسياري ديگر از مواد زائد صنعتي و كشاورزي است، متاسفانه در آخرين مرحله دفع به خاك و يا آب منتقل ميشوند. كالاهاي مصنوعي كه از مواد پلاستيكي ساخته شده اند پس از استعمال به صورت مواد زائد تجزيه نشدني در زباله انباشته و در خاك باقي ميمانند زيرا پليمرهاي مصنوعي (نايلون) بر عكس پليمرهاي طبيعي موجود در پشم و پنبه به علت نبودن آنزيم ويژه، سالها جهت تجزيه در طبيعت به صورت خام و بدون تغيير باقي ميماند. اين مواد خود خللي در تبادل آب و هوا و ديگر عكسالعملهاي فيزيكي و شيميايي خاك بوجود ميآورند. مجاورت و يا احاطه شدن ريشه گياهان بوسيله مواد پلاستيكي در خاك سبب نرسيدن آب و غذا به ريشه گياه شده و در طي زمان در اطراف ريشه حرارت، رطوبت و خواص شيميايي كاملاً غيرمتعادلي بوجود ميآورند كه موجب ضعف رشد و يا خشكي گياه ميشوند. وجود انواع مختلف قوطيهاي كنسرو، لاستيكهاي مستعمل، لاشه هاي اتومبيل، فضولات بيمارستانها و مواد شيميايي كارخانه ها كه هم اكنون در اغلب شهرها جزو لاينفك زباله هاي شهري هستند به خارج از شهر در دامان طبيعت پراكنده و يا دفن ميشوند. نتيجه اين عمل، تجزيه هايي است كه طي ساليان دراز خطرات مهيبي را در آب و خاك منطقه بوجود آورده و موجب بيماريهاي گوناگوني در انسان و حيوان و كليه موجوداتي كه در آن منطقه زندگي ميكنند ميشود.
ازجمله امور متداول در استفاده مجدد از زباله هاي شهري، تهيه كمپوست است كه هم اكنون در بسياري از شهرهاي پيشرفته دنيا معمول است. در ايران متاسفانه بدون مطالعه در سيستم تهيه كمپوست، نوع كمپوست و امكانات مصرف، اقدام به تاسيس كارخانه هايي شده است كه نتايج حاصل، مطلوب نبوده و آلودگيهاي محيط جامعه شهري و روستايي ما را تشديد مينمايد. امروزه به علت پيشرفت صنايع سنگين و مصرف زياده از حد فلزات سنگين كه از راه هوا و زمين و آب وارد و خسارات زيادي را به بار ميآورند. Lenihan و Wainered عقيده دارند كه امروزه بيش از 60 ماده شيميايي در صنايع، مورد استفاده قرار ميگيرند كه نقش آنها در سيستمهاي حياتي گياه و حيوان، ناشناخته است. ازدياد فلزات سنگين مثل جيوه، سرب، كادميوم و آرسنيك در كمپوست و در نتيجه در خاك، باعث مسموميتهاي زياد و بيماريهاي گوناگوني در انسان ميشود.
1 ـ 5 ـ آلودگي هوا
در اين زمينه گفته ميشود احتراق مواد پلاستيكي كه متاسفانه امروزه به ميزان فراواني در زباله ها وجود دارند صرفنظر از توليد ديوكسينها گازهايي همچون گاز كربنيك، انيدريد سولفوره، گازهاي سمّي كلره و غيره مينمايد كه فوقالعاده خطرناك بوده و موجب آلودگي شديد هوا ميگردند.
شايان ذكر است كه در مناطقي كه مبادرت به ايجاد زباله سوز ميشود تعبيه هواكشهاي طويل و فيلترهاي ويژه اي كه طبق ضوابط محيط زيست قادر به جلوگيري از آلودگيهاي هوا باشند از ضروريات امر است.
گازهاي حاصل از تخميرهاي هوازي و غير هوازي در مراكز دفن زباله قادرند به طبقات زيرين خاك نفوذ كرده و اختلالاتي در خاكهاي زراعي به وجود آورند. طبق مطالعات انجام شده در نواحي نزديك به جايگاه هاي دفن زباله ميزان گاز متان (CH4) تا حدود 60 درصد و گاز كربنيك (CO2) حداكثر تا 30 درصد تاييد شده است كه قطعا در جلوگيري از رشد و نمو صحيح گياهان منطقه بي تاثير نيست.
عبارت مواد زايد جامد (solid wastes) به مجموعه مواد ناشي از فعاليتهاي انسان و حيوان كه معمولا جامد بوده و به صورت ناخواسته و يا غير قابل استفاده دور ريخته ميشوند اطلاق ميگردد. اين تعريف به صورت كلي در برگيرنده همه منابع، انواع طبقه بنديها، تركيب و خصوصيات مواد زايد بوده و به سه دسته كلي زباله هاي شهري، زباله هاي صنعتي و زباله هاي خطرناك تقسيم ميگردند :
در نشريات و كتب از تعاريف و طبقه بنديهاي مختلفي براي توضيح اجزاء مواد زايد جامد شهري استفاده شده است. تعاريف ارائه شده در زير ميتواند به عنوان يك راهنما براي شناسايي اجزاء مواد زايد شهري مورد استفاده قرار گيرد (2).
زايدات غذايي
به قسمت فسادپذير زباله كه معمولا از زايدات گياهي، تهيه و طبخ و يا انبار كردن مواد غذايي به دست ميآيد، اطلاق ميشود. كمّيت پس مانده هاي غذايي در طول سال متغير بوده و در ماه هاي تابستان، كه مصرف ميوه و سبزي بيشتر است، به حداكثر ميرسد. پس مانده هاي غذايي مهمترين قسمت زباله است، چرا كه از يك سو به دليل تخمير و فساد سريع، بوهاي نامطبوع توليد كرده و محل مناسبي براي رشد و تكثير مگس و ساير حشرات و جوندگان است و از سوي ديگر به دليل قابليت تهيه كود از آن (كمپوست) حائز اهميت است. قابل ذكر است كه ميزان پس مانده هاي فسادپذير در زباله هاي شهري ايران بين 35 تا 76 درصد گزارش شده است.
آشغال
به قسمت فساد ناپذير زباله به جز خاكستر گفته ميشود. آشغال در زباله معمولا شامل كاغذ، پلاستيك، قطعات فلزي، شيشه، چوب و موادي از اين قبيل ميشود. آشغال را ميتوان به دو بخش قابل اشتعال و غيرقابل اشتعال تقسيم كرد.
خاكستر
باقيمانده حاصل از سوزاندن زغال، چوب و ديگر مواد سوختني كه براي مقاصد صنعتي، پخت و پز و يا گرم كردن منازل بكار ميرود گفته ميشود.
زايدات ناشي از تخريب و ساختمان سازي
به زايدات حاصل از تخريب ساختمان، تعمير اماكن مسكوني، تجاري، صنعتي، و يا ساير فعاليتهاي ساختمان سازي اطلاق ميشود.
زايدات ويژه
اين قسمت از زباله ها شامل مواد حاصل از جاروب كردن خيابانها و معابر، برگ درختان، اجساد حيوانات مرده و موادي كه از وسايل نقليه به جاي مانده است ميشود.
زباله هاي صنعتي، مواد زايد ناشي از فعاليتهاي صنعتي هستند ومعمولا شامل فلزات، مواد پلاستيكي، مواد شيميايي و بالاخره زباله هاي ويژه و زباله هاي خطرناك هستند. كه عمل جمع آوري، حمل و نقل و دفع آنها ضوابط خاص و مقررات ويژه اي را به خود اختصاص داده است.
مواد زايد خطرناك، مواد زايد جامد يا مايعي هستند كه به علت كمّيت، غلظت و يا كيفيت فيزيكي، شيميايي و يا بيولوژيكي ميتوانند باعث افزايش ميزان مرگ و مير و يا بيماريهاي بسيار جدي شوند. براساس تعريف آژانس حفاظت محيط زيست Environmental Protection Agency : EPA)) زباله هاي خطرناك به مواد زايد جامدي اطلاق ميشود كه بالقوه خطرناك بوده و يا اينكه پس از طي مدت زماني موجبات خطر را براي محيط زيست، فراهم ميكنند. زباله هاي خطرناك معمولا يكي از مشخصات قابليت انفجار، احتراق، خوردگي، واكنش پذيري و سمي را دارا بوده و اغلب تحت عنوان مواد زايد راديواكتيو، پس مانده هاي شيميايي، زايدات قابل اشتعال، زايدات بيولوژيكي و مواد منفجره دسته بندي ميشوند :
از منابع عمده زايدات بيولوژيكي، بيمارستانها، آزمايشگاه ها و مراكز تحقيقات پزشكي هستند. زباله هاي بيمارستاني به دليل آنكه حاوي زايدات پاتولوژيكي، مواد زايد راديواكتيو، زايدات دارويي، مواد زايد عفوني، مواد زايد شيميايي و بعضا ظروف مستعمل تحت فشار هستند، از منابع عمده، زباله هاي خطرناك در شهرها محسوب ميشوند. تكنولوژي جمع آوري، دفع و يا احياي اين مواد در مقايسه با زباله هاي شهري و خانگي تفاوت بسيار دارد و بايد جداگانه مورد توجه قرار گيرد.
زباله هاي بيمارستاني شامل موادي هستند كه با توجه به نوع كار و وظيفه در هر بخش بيمارستاني، متفاوت ميباشند. مثلا زباله بخش عفوني يا اطاق عمل، با مواد زايد آزمايشگاه يا بخش راديولوژي، تفاوت محسوسي دارد و طبق يك بررسي، زباله بخشهاي مختلف بيمارستانها به هفت گروه تقسيم ميشوند (4):
الف ـ زباله هاي معمولي بيمارستان
عموماً شامل زباله هاي مربوط به بسته بندي مواد و ديگر زباله هاي پرسنل شاغل در بيمارستان و خوابگاه هاي آنهاست.
ب ـ زباله هاي پاتولوژيكي
شامل بافتها، ارگانها، قسمتهاي مختلف بدن، پنبه هاي آغشته به خون و چرك و مواد دفعي بدن همچون نمونه هاي مدفوع و ادرار و غيره جزو اين گروه از مواد زايد، محسوب ميشوند.
ج ـ مواد زايد راديواكتيو
شامل جامدات، مايعات و گازها بوده و در برخي از بخشها و آزمايشگاه هاي بيمارستانها وجود دارند كه جمع آوري و دفع آنها داراي خصوصيات ويژه اي است.
د ـ مواد زايد شيميايي
شامل جامدات، مايعات و گازهاي زايد ميباشد كه به وفور در بيمارستانها وجود دارد، در بخشهاي تشخيص و آزمايشگاه ها ماحصل نظافت و ضدعفوني بيمارستان، وسايل و ابزار تنظيف و ضدعفوني به انضمام داروها و وسايل دور ريختني اطاق عمل بخش ديگري از اين فضولات را تشكيل ميدهند. مواد زايد شيميايي ممكن است خطرناك باشند. فضولات شيميايي خطرناك در سه بخش زير، طبقه بندي ميشوند:
· فضولات سمي : اين فضولات با PH كمتر از 2 (به شكل اسيدي) و بالاتر از 12 (به حالت قليايي) در زباله هاي بيمارستاني وجود دارند. بخشي از داروهاي اضافي و يا فاسد شده، جزو اينگونه فضولات به حساب ميآيند
· مواد قابل احتراق : شامل تركيبات جامد، مايع و گازي شكل
· مواد واكنش دهنده و موثر : در ساير فضولات كه تا حدودي در زباله هاي بيمارستاني، قابل تشخيص هستند.
از فضولات شيميايي بيخطر ميتوان قندها، اسيدهاي آمينه و برخي از نمكهاي آلي و معدني را نام برد. اسيدهاي آمينه و نمكهاي شيميايي نظير نمكهاي سديم، منيزيم، كلسيم، اسيد لاكتيك، انواع اكسيدها، كربناتها، سولفاتها و فسفاتها قسمتي از مواد زايد شيميايي هستند.
ه ـ مواد زايد عفوني
اين مواد، شامل جِرمهاي پاتوژن در غلظتهاي مختلف هستند كه ميتوانند به سادگي منجربه بيماري شوند. منشاء آنها ممكن است پسمانده هاي آزمايشگاهي، جراحي و اتوپسي بيماران عفوني باشد. وسايل آغشته به جرمهاي عفوني در بيمارستان، شامل دستكش، وسايل جراحي، روپوش، لباسهاي بلند جراحي، ملحفه و غيره است. اين زباله ها تقريباً 10% كل زباله هاي بيمارستاني را تشكيل ميدهند. از وسايل جراحي سرنگها، اره هاي جراحي، شيشه هاي شكسته، كاردهاي كوچك جراحي و غيره را ميتوان در يك دسته بندي خاص منظور كرد.
و ـ مواد زايد دارويي
شامل داروهاي پس مانده، محصولات جانبي درمان و داروهاي فاسد شده يا مواد شيميايي هستند كه تا حدود زيادي در زباله هاي بيمارستاني وجود دارد.
ز ـ ظروف مستعمل تحت فشار
ظروفي مثل قوطيهاي افشانه (آئروسُل)، گازهاي كپسوله شده و غيره كه اگر براي از بين بردن آنها از دستگاه هاي زباله سوز، استفاده گردد موجب بروز خطر ميشود زيرا در پاره اي از موارد داراي قابليت انفجار هستند.
توجه به منابع توليد همراه با آگاهي از تركيب و نرخ توليد زباله، اساس مديريت مواد زايد جامد را تشكيل ميدهد. از بررسيهاي انجام شده در اين زمينه چنين نتيجه گيري ميشود كه نوع زباله توليد شده در هر شهر و منطقه در ارتباط مستقيم سيستم فعاليت، اماكن توليد و نحوه زندگي مردم است. وجود قطبهاي صنعتي، ساخت و سازها و ديگر عوامل توليد زباله تاثير اساسي مدفوع و تركيبات مختلف مواد زايد جامد و در نتيجه سيستمهاي مديريتي آن دارد (3).
4 ـ جمع آوري و حمل و نقل زباله هاي شهري
جمع آوري و حمل و نقل زباله يكي از مهمترين عمليات مديريت مواد زايد جامد است. طبق محاسبات انجام شده حدود 80 درصد كل مخارج مديريت مواد زايد جامد مربوط به جمع آوري زباله است. كه درصد بالايي از اين مقدار مربوط به حقوق كارگران و نيروي انساني است. به عبارت ديگر اكثريت مخارج سيستم مديريت مواد زايد جامد فقط صرف حقوق و دستمزد ميشود. به همين جهت اصلاح، بهينه سازي و مكانيزه كردن سيستم جمع آوري و حمل زباله، ضمن تسريع در عمليات، هزينه و نيروي انساني كمتري را نياز خواهد داشت. ذيلا چند مورد از سيستمهاي مختلف جمع آوري و حمل و نقل زباله كه هم اكنون در كشور ما رايج بوده و به عبارتي مناسب تشخيص داده شده است، به اختصار، بيان ميشود.
الف ـ جمع آوري زباله از كيسه هاي پلاستيكي و يا بشكه هاي مستعمل كه به عنوان ظروف نگهداري زباله مورد استفاده قرار گرفته و مبادرت به تخليه آنها در كاميونهاي زباله كش ميگردد. اين روش كه در حال حاضر در اغلب شهرهاي كشور انجام ميگيرد. در صورتيكه در خطوط جمع آوري مناسب قرار گيرد يكي از روشهاي متناسب و مفيد به حساب ميآيد.
ب ـ حمل زباله از منازل بوسيله گاريهاي دستي و انتقال مستقيم آنها به كاميونهاي سرپوشيده. در اين روش زباله هاي خانگي طبق برنامه هاي پيش بيني شده توسط كارگران تنظيف شهري از منازل جمع آوري و بوسيله چرخهاي زباله با حجم كافي به ايستگاه هاي مشخص شده در سيستم منتقل گرديده و مستقيماً در كاميونهاي زباله كش، بارگيري ميشوند.
ج ـ جمع آوري زباله از منازل و مراكز توليد و انتقال آن به جايگاه هاي موقت شهري. استفاده از اين روش عموماً در شهرهاي قديمي به علت وجود كوچه هاي تنگ و باريك، عدم دسترسي به ماشين آلات ويژه حمل و نقل و يا كمبود پرسنل تنظيف، معمول است. در اين روش زباله هاي خانگي بوسيله مامورين شهرداري با استفاده از چرخهاي زباله كه عموماً غيربهداشتي است به جايگاه هاي موقت حمل گرديده و بر روي هم تلنبار ميشوند تا بوسيله كاميونهاي زباله كش و يا هر وسيله ديگر به ترمينالهاي زباله و يا محل دفع حمل شوند.
د ـ كاربرد وانتها در حمل و نقل زباله : استفاده از وانتهاي حمل زباله كه طي چند سال اخير در بسياري از شهرهاي كشور معمول گرديده روشي است كه زباله مستقيماً از كوچه و خيابانهاي باريك برداشته شده و به ايستگاه هاي انتقال، حمل ميگردد. توصيه صريح در استفاده از وانتها منحصر به نواحي و محله هايي از شهر است كه امكان تردد براي كاميونهاي بزرگتر نباشد.
ه ـ سيستمهاي جمع آوري زباله با كانتينرهاي ثابت : (S.C.S (Stationary Container System : در اين روش كانتينرهاي مستقر در اماكن توليد زباله بوسيله مردم و يا مامورين شهرداري بارگيري ميشوند. سپس كاميونهاي ويژه حمل زباله، طبق برنامه از پيش تعيين شده به محل استقرار كانتينر حركت نموده و پس از تخليه زباله در مخزن خود، كانتينر را در محل اصلي مستقر مينمايند. زباله هاي تخليه شده از كانتينرها به ايستگاه انتقال، ترمينالهاي زباله و يا محلهاي دفع منتقل ميشوند (2).
4 ـ 1 ـ ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله
ايستگاههاي انتقال يا ترمينالهاي زباله كه عموماً در شهرهاي بزرگ احداث ميشوند فضاهاي مسطح و حصاركشي شده اي هستند كه در اصل براي بارگيري زباله از ماشين آلات كوچك به كاميونهاي بزرگ زباله كش مورد استفاده قرار ميگيرند.
اين تاسيسات زماني بكار گرفته ميشوند كه محل دفع نهايي از محل جمع آوري زباله فاصله زيادي داشته باشد. در چنين شرايطي حمل مستقيم زباله با ماشين آلات كوچك و كم حجم از اماكن توليد به محل اصلي دفع غير اقتصادي بوده و هزينه هاي گزافي را در بر خواهد داشت، كنترل كامل ايستگاه هاي انتقال زباله از نظر آلودگي، انتقال سريع زباله از محل به كمك روشهاي پيشرفته و نيز ترتيب فضاي سبز و گل كاري الزامي خواهد بود.
آگاهي از كميت زباله هاي شهري براي طراحي سيستم مديريت مواد زايد جامد شهري از اهميت ويژه اي برخوردار است و بدون اطلاع از آن نميتوان پرسنل، ظرفيت و تعداد ماشين آلات مورد نياز را محاسبه نمود. تاكنون برآوردهاي مختلفي براي ميزان توليد زباله هاي شهري ارائه شده است. مثلا براي ايران نرخ توليد سرانه زباله حدود 800 گرم برآورد شده كه مسلّما در شهرهاي مختلف متفاوت است.
بايد توجه داشت كه نرخ زباله به عوامل متعددي از قبيل موقعيت جغرافيايي محل، شرايط آب و هوايي، فصول سال، وجود يا عدم وجود سيستم بازيافت، آداب و رسوم، فرهنگ مردم، وضعيت اقتصادي، سطح آموزش و سطح بهداشت جامعه بستگي دارد كه بايد براي هر شهر به صورت جداگانه و اختصاصي محاسبه شود. نكته مهم اينكه از اعداد و ارقام به دست آمده در نقاط ديگر مستقيماً در طراحي سيستم مديريت مواد زايد شهر مورد نظر ميتوان استفاده نمود.
روشهاي معمول كه تاكنون براي دفع زباله بكار گرفته شده است شامل بازيافت، سوزاندن، دفن بهداشتي و تهيه كمپوست با استفاده از سيستمهاي سنتي، نيمه صنعتي و مدلهاي پيشرفته هوازي و غيرهوازي است. با توجه به موقعيّت جغرافيايي و آب و هوايي شهرهاي كشور و وجود زمينهاي باير فراوان در اطراف شهرها و همچنين ويژگيهاي خاص زباله هاي شهري در ايران كه بيش از 70% آنها را مواد آلي تشكيل ميدهد، روشهاي سوزاندن، كمپوست و دفن بهداشتي به صورتي كه در ابتدا با اجراي سيستمهاي بازيافت از مبدأ توليد همراه باشد از اهميت خاصّي برخوردار است كه ذيلاً به صورت خلاصه مورد بحث قرار ميگيرد.
6ـ 1 ـ سوزاندن (Incineration)
در ايران با توجه به كيفيت زباله هاي شهري كه بهره وري بازيافت و كودسازي در آنها زياد است و نيز با عنايت به وجود زمينهاي باير و فراواني كه در اطراف شهرها تناسب خاصي براي دفن بهداشتي زباله دارند، سرمايه گذاري در جهت احداث كارخانه هاي زباله سوز، توصيه نميشود. اما از آنجا كه آلودگي بيولوژيكي و عفوني زباله هاي بيمارستاني معمولا بيش از انواع ديگر زباله است، كارشناسان، بهترين روش براي دفع زباله هاي مراكز درماني را سوزاندن در كوره هاي زباله سوز، توصيه كرده اند. ضمنا محاسن و معايب سوزاندن زباله با دستگاه هاي زباله سوز به شرح زير خلاصه ميشود:
محاسن
· اين روش موثرترين روش دفع زباله است كه در مقايسه با ساير روشهاي دفع به زمين كمتري نياز دارد. خاكستر باقيمانده به علت عاري بودن از مواد آلي و باكتريها از نظر بهداشتي مخاطره آميز نبوده و قابل دفن است.
· آب و هوا و تغييرات جوي تقريباً تاثير مهمي در اين روش ندارد.
· سوزاندن زباله در دستگاه هاي زباله سوز منافع جنبي نظير استفاده از حرارت ايجاد شده براي گرم كردن بويلرها و در نتيجه توليد انرژي بهره دارد.
معايب
· اين روش در مقايسه با ساير روشها به سرمايه گذاري و هزينه اوليه بيشتري نياز دارد.
· اين روش ايجاد بو، دود و آلودگي هوا مينمايد كه عموماً مورد اعتراض مردم است.
· به پرسنل كارآزموده و افراد مجرب براي بهره برداري و نگهداري از دستگاه هاي زباله سوز نياز است.
· هزينه نگهداري و تعميرات در اين روش بيش از ساير روشهاي دفع زباله است.
· اين روش براي دفع مواد زايد خطرناك نظير مواد راديواكتيو و مواد قابل انفجار روش مناسبي نيست (5).
تهيه بيوكمپوست از فضولات شهري در مقايسه با ساير روشهاي دفع زباله، بخصوص سوزاندن، ارزان تر و اقتصادي تر است، بطوريكه در حوالي شهرها با سرمايه گذاري كمي ميتوان كود مناسبي جهت توسعه فضاي سبز شهري و يا به منظور فروش تهيه نمود. يادآور ميشود كه به علت گنجايش نسبتا زياد تاسيسات تهيه كمپوست و نيز محدوديت حجم توليد و الزام به رعايت زمان تبديل مواد آلي زباله به كمپوست، نميتوان كليه زباله هاي شهري را به كود كمپوست تبديل كرد، بلكه استفاده از روشهاي ديگر دفع زباله نظير دفن بهداشتي نيز يك مسئله اجتناب ناپذير است. از آنجا كه بيش از 70% از زباله هاي شهري در ايران را مواد آلي تشكيل ميدهند توليد بيوكمپوست ميتواند بخوبي در صدر برنامه هاي بازيافت و دفع بهداشتي زباله در كشور ما قرار گيرد.
تعريف كلمه كمپوست ـ عبارت است از تجزيه كنترل شده مواد آلي در حرارت و رطوبت مناسب بوسيله باكتريها، قارچها، كپكها و ساير ميكروارگانيسمهاي هوازي و يا غير هوازي. كمپوست داراي درصد زيادي هوموس است. هوموس اصلاح كننده خاك بوده و باعث بهبود شرايط زندگي و عملكرد موجودات خاك ميشود. نكته مهم اينكه هوموس حاوي مقدار زيادي مواد ازته ميباشد كه بتدريج در خاك آزاد شده و در اختيار گياه قرار ميگيرد (4).
عوامل موثر در تهيه كود از زباله
· رطوبت توده كمپوست بايستي بين 50 تا 60 درصد باشد.
· تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد (هوادهي) .
· درجه حرارت مورد نياز براي تجزيه مواد حدود 60 درجه سانتي گراد است.
· همگن بودن مواد به منظور كنترل عمل تجزيه .
· تنظيم نسبت (اين نسبت بايد حدود 30 باشد) .
· ابعاد و قطعات موادي كه بايد تجزيه گردند هرچه كوچكتر باشد، مجموع سطح آنها بيشتر شده و در نتيجه سطح تماس آنها با ميكروارگانيسم افزايش مييابد.
اصول كار در تهيه كود از زباله، هوادهي متناوب موادي است كه از آنها كمپوست تهيه ميشود. هوادهي علاوه بر تامين اكسيژن مورد نياز براي تجزيه مواد، باعث افزايش درجه حرارت، كنترل مگس و بوهاي ناهنجار و در نهايت تسريع در عمل تجزيه مواد ميشود. در تهيه كود از زباله، دفع مواد غير قابل كمپوست، جداسازي مواد غيرقابل كمپوست، ميزان نياز به كمپوست، و نحوه كاربرد آن، توليد بو و كنترل آن، جنبه هاي بهداشتي و قيمت تمام شده كمپوست همگي فاكتورهايي هستند كه بايد به دقت مورد توجه قرار گيرند.
دفن بهداشتي زباله عبارت است از انتقال مواد زايد جامد به محل ويژه دفن آنها در دل خاك بنحوي كه خطري متوجه محيط زيست نشود. دفن بهداشتي، يك روش موثر و ثابت شده براي دفع دائم مواد زايد است. در هر منطقه اي كه زمين كافي و مناسب وجود داشته باشد، روش دفن بهداشتي ميتواند بخوبي مورد استفاده قرار گيرد. اين روش متداول ترين روش دفع زباله در جهان است. عمليات دفن بهداشتي زباله شامل چهار مرحله زير است:
· ريختن زباله در يك وضع كنترل شده
· پراكندن و فشردگي زباله در يك لايه نازك براي حجم مواد (به ضخامت حدود 2 متر)
· پوشاندن مواد با يك لايه خاك به ضخامت حدود 20 سانتي متر
· پوشش لايه نهايي زباله به ضخامت حدود 60 سانتي متر با خاك
دفن بهداشتي زباله يك روش كاملاً قابل قبول و مطمئن براي دفع زباله هاي شهري است و به عنوان يك جايگزين در مقابل تلنبار كردن زباله مطرح است. پوشاندن مواد در دفن بهداشتي زباله به طور موثر از تماس حشرات، جوندگان، حيوانات ديگر و پرندگان با زباله ها جلوگيري به عمل ميآورد. لايه پوششي خاك همچنين از تبادل هوا و مواد زايد جلوگيري كرده و مقدار آب سطحي را كه ممكن است به داخل محل دفن نفوذ كند به حداقل ميرساند. ضخامت لايه خاكي كه براي پوشش روزانه مواد به كار ميرود بايستي حداقل 15 سانتي متر و پوشش نهايي خاك در روي شيارهاي زباله 60 سانتي متر باشد تا از نظر ايجاد و يا نشت گازهاي توليدي در اعماق و يا سطح زمين كنترل لازم به عمل آيد.
6ـ3ـ 1 ـ انتخاب محل دفن زباله
انتخاب زمين مورد نياز مناسب براي دفن زباله هاي شهري، مهمترين عمل در دفن بهداشتي محسوب ميشود كه بايد با دقت كافي و همكاري ادارات و موسساتي چون حفاظت محيط زيست، بهداشت محيط، سازمان آب منطقه اي، سرجنگلداري، كشاورزي و منابع طبيعي و نيز با تشريك مساعي شهرداريها انجام شود. محل دفن بهداشتي زباله بايد حداقل به مدت 25 سال محاسبه شده و در جهت توسعه شهر نباشد. اين امر هم از نظر ايجاد ترافيك ناشي از رفت و آمد كاميونهاي زباله كش و هم از نظر مسائلي كه در اجراي عمليات در محل دفن مورد توجه است، حائز اهميت است. انتخاب نوع زمين براي طراحي دفن بهداشتي زباله و عمليات بهره برداري و نيز ابزار مورد نياز تاثير بسيار مستقيمي در اين مورد دارد. بطور خلاصه فاكتورهاي مهمي كه در انتخاب محل دفن زباله بايد مورد توجه قرار گيرند، عبارتند از توجه به بهداشت و سلامت عمومي، سطح زمين مورد نياز، توپوگرافي منطقه، مطالعات هيدرولوژي و زمين شناسي جايگاه، قابليت دسترسي به خاك پوششي مناسب، قابليت دسترسي به محل دفن، فاصله شهر تا محل دفن، رعايت جهت بادهاي غالب، زهكشي محل دفن، هزينه ها و استفاده هاي آتي از زمين و توجه خاص هر طرح جامع توسعه شهري.
6ـ3ـ 2 ـ روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله
روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله بر حسب موقعيت جغرافيايي، سطح آبهاي زير زميني و ميزان خاك قابل دسترس جهت پوشش زباله بسيار متفاوت است. قابل ذكر است كه توضيح كامل يكايك اين روشها از حوصله اين گفتار، خارج بوده و تنها با شرح كلي روشهاي مسطح، سراشيبي، ترانشه اي اكتفا ميگردد. توضيح كامل اين روشها و يا سيستمهاي ديگر دفن بهداشتي زباله در كتب و مراجع مربوطه موجود است (6).
الف ـ روش دفن بهداشتي به صورت مسطح (Area Method)
از اين روش در موقعي استفاده ميشود كه زمين براي گودبرداري، مناسب نباشد در اين روش زباله ها بعد از تخليه به صورت نوارهاي باريكي به ضخامت 75ـ40 سانتي متر در روي زمين تسطيح گرديده و لايه هاي زباله فشرده ميشوند تا ضخامت آنها به 300ـ180 سانتي متر برسد. از اين مرحله به بعد روي لايه هاي آماده شده قشري از خاك به ضخامت 30ـ15 گسترده و فشرده ميشوند.
ب ـ روش سراشيبي (Ramp Method)
اغلب در موارديكه مقدار كمي خاك براي پوشش زباله در دسترس باشد از روش سراشيبي استفاده مينمايند. اصولا مساعدترين منطقه براي عمليات دفن بهداشتي زباله در اين روش، مناطق كوهستاني با شيب كم است، كه خوشبختانه به وفور در كشور ما يافت ميشود. در اين عمليات جايگزيني و فشردن مواد طبقه روش قبلي صورت گرفته و خاك لازم براي پوشاندن زباله از قسمتهاي ديگر محل تامين ميگردد.
ج ـ روش ترانشه اي يا گوداي (Trench Method)
اين روش در مناطقي كه خاك به عمق كافي در دسترس بوده و سطح آبهاي زير زميني به كفايت پايين است مورد استفاده قرار ميگيرد. بدين ترتيب ترانشه هايي بطول 30-12 ، عمق 4ـ1 و عرض 15ـ5/4 متر حفر ميشود. از اين پس زباله در ترانشه هايي كه از قبل آماده شده است تخليه گرديده و به صورت لايه هاي نازكي كه معمولا بين 200ـ150 سانتي متر است فشرده ميگردد.
ارتفاع اين لايه ها بايستي حداكثر 5/2-2 متر رسيده و و در صورت لزوم با قشري از خاك به ضخامت 30ـ10 سانتي متر پوشيده شوند.
يكي از مهمترين اهداف در پردازش مواد زايد جامد، بازيافت و جداسازي تركيبات با ارزش از داخل زباله و تبديل آن به مواد اوليه ميباشد. امروزه تكنيكهاي مختلفي در جهان براي تفكيك و جداسازي اجزاي تركيبي مواد زايد جامد توسعه يافته اند كه از مهمترين اين تكنيكها ميتوان به دو روش عمده تفكيك از مبدأ توليد و تفكيك در مقصد كه ذيلا به آن پرداخته خواهد شد، اشاره كرد :
روش جداسازي و تفكيك در مبدأ يكي از مهمترين و كم هزينه ترين روشهاي جداسازي و تفكيك مواد زايد، محسوب ميشود.
در اين روش، زايدات قابل بازيافت پس از جداسازي در منزل جهت ذخيره سازي به ظروف ويژه اي كه بدين منظور در محيطهاي مسكوني، نصب گرديده اند، منتقل و سپس توسط سرويسهاي ويژه و منظم از محل توليد به محل تبديل، حمل ميگردند. يكي از محسّنات اين روش عدم اختلاط و آلودگي مواد زايد قابل بازيافت با هم و در نتيجه عدم نياز به ضدعفوني و شستشوي مضاعف و همچنين صرف هزينه هاي مازاد است.
روش جداسازي و يا تفكيك در مقصد نيز يكي ديگر از روشهاي بازيافت و جداسازي مواد زايد به حساب ميآيد. در اين روش زايدات قابل بازيافت پس از ورود به مراكز انتقال و يا دفع به توسط روش سنتي و با صرف نيروي انساني و يا توسط انواع سيستمهاي مكانيزه همانند سرند، آهن ربا، تونل باد و . . . از داخل مواد تفكيك و جداسازي ميگردند. بطور كلي هر كارخانه بازيافت و تبديل مواد زايد جامد از سه قسمت اساسي زير تشكيل شده است:
1 ـ قسمت دريافت مواد
2 ـ قسمت جداسازي
3 ـ قسمت آماده سازي محصول و توليد
از نظر كلي تمام موادي را كه مصرف كنندگان به دور ميريزند ميتوان بازيابي كرد. در عمل بين كميت و كيفيت اين مواد تفاوت وجود دارد. موادي كه براي بازيابي و برگشت به صورت مواد اصلي نامناسب هستند موادي ميباشند كه عناصر تشكيل دهنده آنها بسيار متفاوت بوده و نامرغوب ميباشند. از اينرو مديريت مواد زايد جامد با دارا بودن اهداف مشخص در مورد مقداري از زباله كه بايد بازيابي شده و يا به روشهاي ديگر دفع تحويل گردد، قادر به ارائه سيستم مشخصي از بكارگيري و استفاده مجدد اين مواد خواهد بود. با توجه به ميزان مواد تشكيل دهنده زباله، ميزان بازيافت آنها نيز در هر كشوري بر حسب سياست گذاريها و وضعيت اقتصادي و نياز به منابع تفاوت دارد (7).
در كشور ما با وجود 20 درصد مواد بازيافتي از قبيل كاغذ، كارتن، پلاستيك، شيشه و فلزات و نيز حدود 70 درصد مواد قابل كمپوست اتخاذ سيستم بازيافت از مبدأ يك تحول اساسي در مديريت مواد زايد جامد خواهد بود. قابل ذكر است كه در حال حاضر بازيافت از زباله هاي بيمارستاني و مراكز بهداشتي ممنوع ميباشد.
8 ـ راه كارهاي اساسي ويژه بهينه سازي مديريت مواد زايد جامد شهري
در اين زمينه انجام مديريت صحيح مواد زايد جامد و از آن جمله توجه به توليد زباله كمتر در محور بازيافت از مبدأ توليد، جمع آوري ودفع صحيح اينگونه مواد كه در واقع اركان اصلي بهينه سازي اين مديريت را تشكيل ميدهد از ضروريات امر است. توجه به رفاه پرسنلي، تهيه قانون صحيح و عاري از نقص مديريت پس مانده ها، وابستگي به خارج ازجمله مواردي است كه ميبايستي در برنامه مديريت زايدات شهري كشور مدنظر قرار گيرد. بدين ترتيب آنچه مسلّّم است بهره گيري از تجربه هاي كسب شده شهرداريهاي كشور طي سالهاي اخير ميباشد كه قادر است با توجه به محاسن و معايب آن راهكارهاي اساسي و خطوط اصلي روند اين مديريت را در سالهاي آتي ترسيم نمايد. به منظور احتراز از اطاله كلام، مواردي چند از راهكارهاي اساسي را كه قطعا در بهينه سازي مديريت زايدات شهري كشورمان ايران، موثر است به شرح زير خلاصه نموده، اميد است در برنامه هاي ويژه بهداشت و محيط زيست كشور مورد توجه قرار گيرد.
· انجام مطالعات لازم جهت بررسي وضعيت جمع آوري و دفع زباله در شهرهاي مختلف كشور با توجه خاص بر اصول توليد زباله كمتر
· تهيه مقدمات تدوين، ارائه و تصويب قوانين و استانداردهاي لازم در اين زمينه با توجه خاص بر مواد زايد سمي و خطرناك بويژه زباله مراكز بهداشتي درماني كشور
· برگزاري سمينارها و آموزشهاي لازم جهت كادر خدمات شهري در شهرداريهاي كشور
· تامين اعتبارات لازم جهت بهبود بهداشت محيط شهرها از طريق وزارت كشور بويژه توسعه صنايع بيوكمپوست
· انجام اقدامات اساسي در جهت تامين ماشين آلات مورد نياز به منظور مكانيزه نمودن روشهاي جديد جمع آوري و دفع مواد زايد
· انجام هماهنگيهاي لازم جهت تامين اعتبارات مورد نياز جهت احداث كارخانه هاي بيوكمپوست و بازيافت از مبدأ توليد از طريق سيستم بانكي كشور
· تهيه دستورالعملها و بخشنامه هاي لازم جهت بهبود مديريت مواد زايد جامد و جلوگيري و ممانعت از بازيافت غير بهداشتي مواد زايد در شهرها
كنترل مواد زايد جامد و ازجمله زباله هاي سمّي و خطرناك كه بخشي از آنرا زباله هاي بيمارستاني تشكيل ميدهد يك امر اجتناب ناپذير در مديريت زايدات شهري است. همه روزه وجود هزاران تُن زباله در شهرهاي مختلف كشور با همه تنوعي كه از نظر آلودگي دارند مسئله ايست كه با توجه به افزايش جمعيت و توسعه صنعت و تكنولوژي ميبايستي در صدر برنامه هاي بهداشت و محيط زيست كشور قرار گيرد. بدين لحاظ و باتوجه به اهميت مسئله در اين مقوله ابتدا مواردي چند از خطرات بهداشتي، نوع و ميزان زباله و سپس سيستمهاي جمع آوري و دفع، مورد توجه قرار ميگيرد. در روشهاي دفع زباله سيستمهاي كمپوست بازيافت از مبدأ و دفع بهداشتي هرچند به صورت مختصر لكن با اهميت خاصي توضيح داده شود. نكته قابل ذكر در اين است كه مطالب منتخب در اين مجموعه با توجه به محدوديتي كه وجود دارد به صورت كاملاً اختصار بيان گرديده و به علاقمندان توصيه ميشود كه در صورت نياز به منابع علمي ذكر شده در اين مبحث مراجعه فرمايند
چین و مشکل آلودگی محیط زیست
در ورای قدرت اقتصادی خیره کننده کشور چین در قرن حاضر، چهره یکی از بزرگترین کشورهای دست به گریبان مشکلات ناشی از آلودگی محیط زیست پنهان است. چهارصد هزار تن سالانه جان خود را بر اثر بیماریهای قلبی و تنفسی ناشی از آ لودگی هوا از دست می دهند !دولت ناچار است سالانه نزدیک ده درصد از درآمد خا لص داخلی 1400 میلیارد دلاری خود را صرف مبارزه با زیانهای ناشی از این آلودگی ها نماید !
هر چند طرفداران محیط زیست در چین اقدامات دولت را در زمینه کاهش آلودگی ها تحسین برانگیز می دانند ولی هنوز از ناکافی بودن این اقدامات ابراز گلایه می کنند. آنها همچنین معتقد هستنند این دسته از راهکارها به ویژه در مناطق دور افتاده کشور که به تازگی روند رشد اقتصادی را شروع کرده اند از امکانات اجرایی کمتری برخوردار هستند. در شهر « پکن » که قرار است تا سه ساال آینده میزبان بازیهای المپیک تابستانی باشد ، کیفیت روزانه هوا در شرایط نگران کننده ای قرار دارد و گهگاه میزان آلودگی هوا تا آنجا بحرانی می شود که چشمها تا چند قدمی را به دشواری می بینند!
بر اساس یک گزارش دولتی که به تازگی منتشر شده است تعداد شهرهایی که در معرض بارش بارانهای اسیدی قرار دارند به طور نگران کننده ای افزایش می یابد . بیشتر آبهای روان در سطح کشور از جمله پنج رودخانه از هفت رودخانه بزرگ چین به شدت آلوده می باشند ؛ همین طور 25 دریاچه از 27 دریاچه بزرگ این کشور در شرایط نگران کننده ای قرار دارند . زباله های شهری هنوز در بسیاری موارد به طور غیر بهداشتی در سطح شهرها انباشته می شوند و عمل بازیافت تنها در مورد نیمی از آنها انجام می گیرد! مشکل دیگر چین مربوط به آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی است؛ در حال حاضر قریب هفتاد درصد نیاز انرژی رو به افزایش این کشور از این منبع تامین می شود. خوشبختانه دولت چین در این زمینه بسیار جدی عمل می کند و علاوه بر برنامه احداث چندین مرکز هسته ای پیشرفته ، سرمایه گزاریهای کلانی در راستای استفاده از منابع پا کتر انرژی از جمله باد ، خورشید و ... در دست اجرا دارد. علاوه بر این ، فعالیت های دولت و طرفداران محیط زیست در بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی پیرامون مسایل زیست محیطی در حال نتیجه دادن است :بر اساس نتایج یک نظر سنجی که از چهار میلیون چینی به عمل آمده ، پاکیزگی آب و هوابه صورت یکی از بزرگترین دل مشغولی های چینیها درآمده و 98 درصد افراد مورد پرسش با وضع مالیات به سود حفاظت از محیط زیست موافق هستند .

دید کلی
آب ، شرط وجود حیات میباشد و اکثر قریب به اتفاق واکنشهای شیمیایی در محیط آبی صورت میگیرد. آب به علت پاره ای خواص ویژه اساسی نقش تنظیم کننده ای در طبیعت داشته و آن را در برابر تغییرات ناگهانی دما حفظ میکند. آب بعد از مصارف گوناگون (خانگی ، کشاورزی و صنعتی و …) تبدیل به پساب میشود. برای جلوگیری از آلودگی آب و محیط زیست توسط این پسابها باید راهکارهایی برای تصفیه و استفاده مجدد از آنها اتخاذ کرد.
طبقه بندی آبهای آلوده
آبهای آلودهای که پس از تصفیه دوباره میتوان استفاده کرد:
فاضلابهای صنعتی
فاضلابهای صنعتی ، فاضلابهایی هستند که از صنایع مختلف حاصل میشوند و نسبت به نوع صنایع ، ترکیبات شیمیایی مختلفی دارند و وقتی وارد دریاها میشوند، باعث آلودگی آب و مرگ آبزیان میگردتد.
مواد شیمیایی موجود در فاضلابهای صنعتی
بسته به نوع کارخانهها و محصول تولیدی آنها ، ترکیبات شیمیایی و درصد آنها در پسابهای صنعتی متفاوت است. اما از مهمترین این ترکیبات میتوان به آرسنیک ، سرب ، کادمیم و جیوه اشاره کرد. این مواد از طریق پساب کارخانجات تهیه کاغذ ، پلاستیک ، مواد دفع آفات نباتی ، استخراج معادن وارد آبهای جاری و محیط زیست میشود.
از مهمترین فجایع آلودگی با جیوه به فاجعه آلودگی آب رودخانه میناماتا در ژاپن با ترکیبات ارگانومرکوریک که بهعنوان کاتالیزور در کارخانه پلاستیکسازی استفاده میشود، میتوان اشاره کرد که طی آن مردم اطراف رودخانه به مرض اسرار آمیزی مبتلا شدند که ناشی از وجود جیوه فراوان در بدن آنها بود و هزاران نوزاد ناقصالخلقه و فوت تعدادی از مردم ، نتیجه آلودگی آب با پساب این کارخانه بود.
فاضلابهای کشاورزی
در این فاضلابها ، سموم کشاورزی مانند هیدروکربنهای هالوژنه ، DDT ، آلودین ، ترکیبات فسفردار نظیر پاراتیون وجود دارد. مخصوصا ترکیبات هالوژنه بسیار خطرناک هستند و هنگامی که توام با آب کشاورزی در لایههای زمین نفوذ نمایند یا به بیرون از محیط کشاورزی هدایت شوند، باعث ایجاد فاضلابهای کشاورزی فوقالعاده خطرناک میشوند.
|
|
فاضلابهای شهری
این فاضلابها از مصرف خانگی آب حاصل میشود. در این پسابها انواع موجودات ریز ، میکروبها و ویروسها و چند نوع مواد شیمیایی معین وجود دارد که عمدهترین آن آمونیاک و نیز مقداری اوره میباشد. این فاضلابها باید از مسیرهای سر بسته به محل تصفیه هدایت گردند. جهت خنثی سازی محیط قلیایی این فاضلابها که محیط مناسب برای رشد و نمو میکروبهاست، از کلر استفاده میشود.
انواع آلایندههای موجود در فاضلابهای شهری
· آلاینده بیولوژیکی :
از دفع پسابهای بیمارستانی و مراکز بهداشتی شهری ناشی میشود.
· آلایندههای شیمیایی :
بیشتر آلاینده های شیمیایی از دفع پسابهای خانگی شامل مصرف شویندههاست که روز به روز مصرف آنها بیشتر میشود. این آلایندهها بهعلت وجود عامل حلقوی در ساختمان مولکول شوینده (ABS) ، غیر قابل تجزیه بیولوژیکی در تصفیهخانهها هستند.
فرمول عمومی: LABS): linear Alkgl Benzo Sulturic acid = RŔ/ (C6 M5) SO3H)
امروزه در کشور ژاپن و آمریکا ، شوینده حلقوی را تبدیل به خطی نمودهاند که قابل تجزیه بیولوژیکی در تصفیهخانهها است. ولی در اکثر کشورها بهعلت ارزان بودن (LABS) هنوز هم از این ماده در صنعت شویندهها استفاده میشود.
· سایر آلوده کنندهها :
مواد جامد و رسوبات ، مواد رادیواکتیو ، مواد نفتی و آلوده کننده های حرارتی مثل نیروگاهها.
آلودگی آب درجهان
حدود 69 % آب مصرفی جهان ، صرف کشاورزی و عموما آبیاری میشود. 23 % به مصرف صنایع میرسد و مصارف خانگی تنها حدود 8 % را شامل میشود. در کشورهای توسعه یافته ، کشاورزی و صنایع ، بیشترین مصرف آب را داشته ، بالاترین نقش را در آلودگی آبها دارد.
|
|
پروژه GEMS
نزدیک به سه دهه است که سازمان بهداشت جهانی و برنامه محیط زیست سازمان ملل ، تحت پروژهای به نام GEMS (سیستم مراقبت زیست محیطی ازجهان) ، کیفیت محیط زیست را از نظر اندازه گیری کیفیت هوا ، آب ، آلودگی مواد غذایی و شاخصهای بیولوژیکی مورد مراقبت قرار میدهند. برای جمع آوری اطلاعات در مورد کیفیت آب بیش از 50 پارامتر انتخاب شده است که مهمترین آنها عبارتنداز:
Do (اکسیژن محلول) ، BoD (اکسیژن مورد نیاز واکنشهای بیوشیمیایی) ، CoD (اکسیژن مورد نیاز واکنشهای شیمیایی) ، میزان کلروفرمها و نیتراتها و فلزات سنگین میباشد.
تصفیه آب و فاضلابها
آب و فاضلابها برای استفاده و برای برگشت به محیط یا استفاده مجدد نیاز به تصفیه دارند. روشهای مختلفی برای تصفیه آبها و فاضلابها وجود دارد که بسته به مصارف آب و نوع آلودگی از این روشها استفاده میشود. عمدهترین روشهای تصفیه آب عبارتاند از:
مسایل زیست محیطی |
فاضلاب |
کیفیت آب در تالاب و رود خا نه ها | ||
|
جدول زیر به طور خلاصه کیفیت آب تالاب را در تا بستا ن 1382نشا ن می دهد. بر اسا س مقا یسه با استا ندارد بین المللی کیفیت آب، میزان کلروفیل آ- نیتروژن کل و فسفا ت کل نشا ن می دهد که آلودگی آلی و یوتریفیکا سیون(غنی سازی آب توسط مواد مغذی) در تالاب انزلی در حا ل افزایش می با شد. با توجه به میزان فشا ر وارده نسبتأ کم از طرف مردم و نیز ظرفیت خود پالایی طبیعی در منطقه حفا ظت شده سیا ه کشیم و بخش شرقی تالاب، آب این ناحیه از کیفیت بهتری بر خوردار است. در نواحی پا یین دست رشت وانزلی آب از کیفیت مطلوبی بر خوردار نیست. ![]() | ||
|
میانگین و میزان پارامتر های ا نتخابی کیفیت آب تالاب انزلی ( مرداد- شهریور1382)َ | ||
![]() یک کانال آلوده در جنوب بندر انزلی |
کیفیت نامطلوب آب در نواحی پایین دست رشت به خصوص در طول رودخانه پیر بازار |
منا بع آلاینده | ||
|
منا بع اصلی آلودگی در حوزه آبخیز را می توان به موارد زیر تقسیم نمود:(1) فا ضلابهای خا نگی (2) فا ضلابهای صنعتی (3) فضولات دامی (4) پسا بهای حا صل از آبیاری شا لیزارها (5) ورود سا یر پسا بهای حاصل ازآبیاری اراضی (6) جنگلها و مراتع. جمعیتی حدود2/1 میلیون نفر در حوزه آبخیز تالاب زندگی می کنند. این جمعیت به طورعمده در رشت (713،000 )، صومعه سرا (137،000 )،.انزلی(120،000 ) و سا یر شهر ها متمرکز می با شند. تعداد کل دام موجود( گا و و گوسفند و بز و خر ) حدود910،000 رأس می با شد که با ر آلودگی زیا دی را به وجود می آورند. استفا ده بی رویه از کود ها و آفت کشها در فعا لیتهای کشا ورزی از دیگر منا بع آلاینده محسوب می گردند. فعا لیتهای صنعتی محدودی در حوزه آبخیز تالاب به ویژه رشت و انزلی وجود دارند. با اینحا ل صنا یعی وجود دارند که باعث ورود فلزات سنگین و مواد سمی به حوزه آبخیز می شوند. شکل زیر میزان با ر آلودگی وارده بر تالاب را نشا ن می دهد. فضولات دامی و فا ضلابهای خا نگی عمده ترین منا بع آلاینده آلی(COD) و منا بع آلاینده غذایی ( نیتروژن کل، فسفا ت کل) می با شند. این مقا دیر بر پا یه تخمین می با شد و اطلاعا ت تفصیلی بعد از تجدید نظر ارایه خواهد شد. ![]() | ||
|
تخمین اولیه بار آلودگی در تالاب انزلی | ||
![]() فاضلاب تصفیه نشده از شبکه های بهم پیوسته فا ضلاب وارد رودخانه می شود. |
![]() گله های گاو میش در نزدیکی تالاب به چرا مشغولند. فضولات دامی از منابع عمده آ لاینده در تا لاب محسوب می شوند. | |
سا زمانها | ||
|
شرکت آب و فا ضلاب گیلان و شرکت آب و فا ضلاب روستا یی مسولیت فا ضلابهای خا نگی را در شهر ها وروستاها بر عهده دارند. کود های شیمیایی، آفت کشها ومسایل مربوط به دام توسط سا زما ن جها د سا زند گی کنترل می شوند. ضا یعا ت خروجی صنعتی (فا ضلابهای صنعتی ) کا رخا نجا ت توسط سا زما ن صنا یع و معا دن کنترل می گردند. اداره کل حفا ظت محیط زیست مسوول انجام با زرسیهای زیست محیطی و صدور مجوز می با شد. | ||
زیر سا زی | ||
|
اغلب شهرها دارای شبکه های بهم پیوسته فا ضلاب هستند.. هیچگونه تسهیلات تصفیه فا ضلاب در این منطقه وجود ندارد. بنا بر این فا ضلابهای تصفیه نشده به داخل رود خا نه ها و کا نا لها تخلیه می شوند. قرار است که در شهر های رشت ( با ظرفیت 65،625 متر مکعب در روز)، انزلی (باظرفیت 20،000 متر مکعب در روز ) و صومعه سرا سیستم تصفیه فا ضلاب احداث گردد. منا زلی که به این سیستم متصل نیستند، بنا چا ر فا ضلاب خود را مستقیمأ به رودخا نه ها و زهکشها تخلیه می کنند. برخی از منا زل دارای چا ههای افقی سپتیک می با شند. | ||
![]() احداث یک سیستم تصفیه فا ضلاب در انزلی( لجن فعال ) |
![]() احداث یک سیستم تصفیه فا ضلاب در رشت( لجن فعال ) | |
![]() لوله های فا ضلاب در حال نصب در رشت. سرعت پیشرفت کار به دلیل مشکلات اعتباری پایین است |
![]() تسهیلات تصفیه فا ضلاب صنعتی در رشت. بسیاری از کارخانجات فاقد تسهیلات تصفیه ای می با شند. | |
مسا یل اصلی |
|
گسترش پدیده یوتریفیکاسیون در تالاب به طور فزاینده ای رو به افزایش می باشد. میزان بالای
یوتریفیکا سیون می تواند فشا ر زیا نبا ری بر اکولوژی تالاب وارد آورد. |
گسترش یوتریفیکاسیون در تالاب |
|
آلودگی آلی مناطق پا یین دست در شهرها نیز یکی از مشکلات اصلی محسوب می شود. |
گستردگی آلودگی آلی |
|
باید کنترل بیشتری بر فلزات و مواد دیگر بعمل آید. |
پتا نسیل آلودگی مواد سمی |